تبليغاتX
شعر فردا - خونه ی باهار
شعر فردا
شعر های طیبه نیکو و شاعران امروز و فردا
نگارش در تاريخ یکشنبه هفتم مرداد 1386 توسط طیبه نیکو
سلام

 پس از مدتها فرصتی شد تا به دنیای مجازی سری بزنم و از واقعیت لطف دوستان بهره مند شوم. در روزهای آتی به اتفاق همسرم آقای کرونی عازم سفر معنوی عمره و سرزمین مقدس وحی هستیم. در این فرصت از همه دوستان حلالیت طلبیده و در این فرصت شما را به خواندن کاری زیبا از عمران صلاحی دعوت می کنم:

كمك كنین هلش بدیم چرخ ستاره پنچره

رو آسمون شهری كه ستاره برق خنجره

گلدون سرد و خالی رو بذار كنار پنجره

بلكه با دیدنش یه شب وا بشه چن تا حنجره

   به ما كه خسته ایم بگه خونه ی  باهار كدوم وره؟

 

تو شهرمون آخ بمیرم چشم ستاره كور شده

برگ درخت باغمون زباله سپور شده

مسافر امیدمون رفته از اینجا دور شده

كاش تو فضای چشممون پیدا بشه یه شاپره

  به ما كه خسته ایم بگه خونه ی باهار كدوم وره؟

 

كنار تنگ ماهیا گربه رو نازش می كنن

سنگ سیاه حقه رو مهر نمازش می كنن

آخر خط كه میرسیم خطو درازش می كنن

آهای فلك كه گردنت از همه مون بلن تره

  به ما كه خسته ایم بگو خونه ی باهار كدوم وره؟

* عمران صلاحی

 

درباره وبلاگ

طيبه نيكو
شاعر،داستان نويس، روزنامه نگار
وكيل دادگستري و كارشناس حقوقي
آثار:
كجايي بهارك 1386
من بيشتر انار اتفاق مي افتم"دردست انتشار"
موضوعات
آخرين مطالب
آرشيو مطالب
پيوند ها
غزل
پيوند هاي روزانه
قالب وبلاگ