سلام. با شعری دیگر بهاری دیگر را آغاز می کنیم...
درست است كه از انگشت هام
ماهي مي ريزد و
از پلك هام ستاره
باور كنيد اما
نام كوچكم دريا نبوده و
سوسوي هيچ فانوسي
نسبتي ندارد با تاريكي ام
آسمان
به كلاغ ها بگوييد
اينقدر به دامن توري ام نوك نزنند
از من تا شرجي
صدها قايق برنگشته و
هزاران آواز در گلوگاه فاصله انداخته
به ترك خوردگي دست هام نگاه كن
من بيشتر انار اتفاق
مي افتم
نوشته شده در شنبه بیست و پنجم فروردین 1386ساعت
22:10 توسط طیبه نیکو| |


